یکـــی از مسخره تریـن ویژگـی هایــی که دارم اینــه کـه به موقــع گریـه کردنـو بلـــد نیستــم...
واســه ی چیــزایی که عمــوم مردم واســش اشکـ میریــزن کاملـا بـــی احســاسم
و واسـه چیــزایی که به هیچ وجــه من وجــوه ناراحـت کننــده نیستــن ، مثه ابــر بهار اشـک میریـزم
مثـه وقتــایی که دارم با بــابام یه صحبــت خیلــی معمــولی میکنـم و وسطش مثـه چـی کنترلــمو از دســت میدم و بــابام با یه نگــاه "خدایا من با این دختـر چیکار کنم " بهـم زل میزنــه و میگه : نرگــس بابــایی ؟ داری گریه میکنـــی؟
و مــن دلــم میخواد به جــای اینکــار دستــاشو باز کنــه و من بـرم تــوی بغلــش و تا آخــر دنیـــا گریـه کنــم
و اصلـا هیــچ ایــده ای ندارم که ایــن حجــم بغــض از کجــا میاد ؟ و بگـم بار ها سر این صحبتــا وقتــی بغض میکنــم به خودم میگــم :گریـه کردی نکـــردیا...به خــدا اگه دوبــاره عر زدی من میدونــمو تو :|
اند گس واتـــ ... کوچکتـــرین فایده ای نـــداره
برچسب: let me cry,let me cry jang geun suk,let me cry lyrics,let me cry isley brothers,let me cry on your shoulder,let me cry isley brothers lyrics,let me cry mami,let me cry descendants of the sun,let me cry quotes,let me cry jang geun suk lyrics,
نویسنده: مهدی قنبریپور